شيخ ذبيح الله محلاتى
87
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
طولون بايستاد و فرمود اى احمد بن طولون چون احمد او را بشناخت براى رعايت حشمت و جلالتش از مركب به زير آمد و آن رقعه را بگرفت و قرائت كرد و بمضمون آن اطلاع حاصل نمود از جور و ظلم منصرف گرديد و بناى عدل و داد نهاد ) لا يخفى كه اين خبر بىتأمل نشايد چه آنكه احمد بن طولون در سال دويست و سيم متولد گرديد و در سال دويست و هفتادم وفات كرد و وفات سيده نفيسه در سال 208 بوده است بنابراين حتما مكالمه نفيسه با غير احمد بن طولون بوده و كتاب اشتباها احمد بن طولون رقم كردند و در ( نور الابصار ) گويد سيده نفيسه روزها را روزه و شبها را بعبادت بسر بردى و سى مرتبه اقامت حج نمود و بيشترش را پياده بسر مىبرد و سخت مىگريست و باستار كعبه شريفه مىآويخت و عرض مىكرد الهى و سيدى و مولاى متعنى و فرحنى برضاك عني ) زينب دختر يحيى متوج كه دختر برادر سيده نفيسه است مىگويد چهل سال خدمت عمه خود نفيسه را بنمودم هرگز نديدم شب بخوابد يا روز افطار كند روزى در خدمتش عرض كردم آيا بر جان خود نمىبخشى گفت چگونه با خود بمرافقت باشم با اينكه در پيش روى عقباتى است كه جز جماعت فائز آن نتوانند از آن بگذرند . وقتى از زينب پرسيدند قوت سيده نفيسه چيست گفت به هر سه روز يكدفعه طعام مىخورد و چون به چيزى ميل كند سبدى پيش روي او در مصلاى وى آويخته شود در آن سبد آنچه بخواهد دريابد و نمىدانم از كجا به او مىرسد . چون من از اين حال در عجب شدم با من فرمود اى زينب هركس در حضرت يزدان استقامت گيرد زمام كائنات بدست او و در اختيار اوست و جز از اموال شوهرش از هيچكس چيزى مأخوذ نمىداشت و قرآن و تفسير آن را محفوظ بود و چون قرائت قرآن مىكرد مىگريست و عرض مىكرد بار خدايا زيارت خليل خودت ابراهيم عليه السّلام را براى من ميسر فرماى پس با شوهرش اسحاق مؤتمن به حج رفتند و مرقد شريف خليل الرحمن را زيارت كردند و بمصر مراجعت نمودند . و در جوار ايشان مردى يهودى بود كه دخترى زمينگير داشت و آن دختر نيروى